جاذبه مس و کهنه کاری مدرن

کار معرف امروز، هنر یا صنعتی است به نام پتینه. پتینه به معنی کهنگی است. کهنگی نه به معنای فرسودگی، بلکه اصالت وریشه داشتن است. کم کم این حرفه در جرگه شغل های هنری، صنعتی وارد شده و نظر بسیاری را به خود جلب کرده و پوششی شده برای قاب های فلزی یا نمای ساختان.

بهتر است معرفی پتینه را با مس آغاز کنیم. این فلز افزون بر کارآیی در صنعت و تکنولوژی به خاطر قابلیت های ویژه، در هنر ایرانی نیز جایگاهی خاص دارد. فلزی که بر اثر خلاقیت هنرمندان ایرانی، اینک گوشه ای از هنرمرزوبوم رامنعکس می کند.

حسن فراهی، جوان 35 ساله توانست پس از انجام تحقیقات و آزمایش های مختلف، هنر مهجور پتینه را رونق بخشد. نمونه آثارش بر پیشانی چند نما در این شهر دیده می شود. دکتر اسماعیل طلایی- فارغ التحصیل معماری از آمریکا و استاد دانشگاه- بارها از هنر پتینه برای پوشش چهره بناهایی که بالا می برد استفاده کرده است. فراهی از روزهای سختی برآمده است، با مشکلات زیادی پنجه انداخته و با صبوری و پشتکار موانع پیشرفت را یکی یکی پشت سر گذاشته است. او مراحل آشنایی با کارش را چنین واگویه می کند:

ابتدا طراحی و حجم، مرا مجذوب خود کرد. پس از تحقیق و جست وجو متوجه شدم، ورق های فلزی پرس می شود و بعد به صورت یک پوسته نازک در می آید؛ پوسته ای که رنگ آمیزی و زیبایی حاصل از آن، آدمی را به تفکر وامی دارد.در آن هنگام با کار قلم و چکش و مس دست اصفهان آشنا نبودم. در بازار تهران نیز، تنها دو رنگ آبی فیروزه ای و سبزیشمی را از پتینه دیده بودم و ذهنم پر از سوال بود که چگونه می توان رنگ های دیگری به وجود آورد؟

یک ورق نازک مس خریدم و چند خط روی آن کشیدم. متوجه شدم ازطرف دیگر، برجسته می شود. این امر ذهن مرا به کنکاش بیشتر درباره مس واداشت. هر روز باید از روز قبل بهتر باشد و این برتری برای من همان است که هر روز ضمن یافتن پاسخ پرسش های قبلی، پرسش های جدیدی در ذهنم شکل بگیرد. از این رو، مس مرا مجذوب کرد و به واسطه انعطاف و نرمش فلز، از بازی و اجرای فرم های متنوع روی آن خسته نمی شدم. هر حالتی که فکر می کردم به مس می دادم، آن هم شکل مورد نظر را به خود می گرفت. حس جالبی پیدا کرده بودم. مشعوف شده بودم. هر چه بیشتر می رفتم، بیشتر به گمشده ام نزدیک می شدم. آنقدر که حس شادی عجیبی داشتم. احساس می کردم به خلق کردن نزدیک شده ام. من در مس و پتینه، خود را یافتم و فکر کنم اگر هر کس خود درونی اش را بیابد، گامی به سوی خودشناسی برداشته است. زمان ومکان و دیگر مسایل روزمره زندگی را درک نمی کردم. برایم بی مفهوم بود. آنچه ذهن مرا به خود وامی داشت، کار و ارتباطم با مس بود. هیچ چیز به اندازه آزمایش تنوع در انعطاف مس لذت بخش نبود.

فراهی وقتی از روزهای نخست کارش می گوید، همانطور هیجان زده می شود. قضیه هنوزبرایش تازگی دارد. می گوید همه را مدیون دوستم هستم که تشویقم می کرد. از من و کارم چیزی ننویسید، ولی او انسان بزرگی است.

دوست دانشمندم علی اکبرجعفرزاده وقتی عطش و اشتیاق مرا نسبت به شناخت مس دید، به ادامه کار ترغیبم کرد وبا تشویق های خود به من دلگرمی داد و بدین ترتیب بود که روش های اصولی تحقیق را آموختم. برای شروع، نمادهای مختلف مانند: رتیل، کمان سنبل و… را بر مس حک کردم. پس از آن سراغ طرح تخت جمشید رفتم وبعد به کار و تحقیق درباره نقاشی و مینیاتور روی آوردم. در این بین نماهای ساختمانی را نیز با پتینه مس انجام دادم که به نتایج جالبی دست یافتم.

درباره تهیه نخستین قلم کارش می گوید:نخستین قلم کارم را، خودم ساختم. ابتدا از قاشق و چنگال غذاخوری استفاده کردم و بعد با کارد کره خوری که اتفاقا خیلی خوب هم توانستم با آن، هر چه می خواستم بر مس حک کنم. بقیه ابزار خودم بودم. تنها حرکات دست و رقص مچ، روی مس مهم بود. آن هم با پشتکار به وجود می آید. پیشرفت و ارتقای کارم وقتی حاصل شد که هم مقدار فشار و حرکت دست را شناختم و دیگر اینکه نیازی به بازبینی روی دیگر ورق مس نداشتم.

فکر می کنم تلفیق پتینه و مس کاری را بتوان در زمره هنرهای پست مدرن برشمرد. یکی هنر و صنعتی قدیمی و دیگری تازه و نو.

درآغاز ماجرای پتینه طی کار متوجه شدم، مس به دلیل برودت هوا سیاه می شود. برای تمیز کردن آن اسیدی را تهیه کرده و فلز را با آن شست و شو دادم. مس رنگ زرد به خود گرفت. برایم جالب بود که این فلز سرخ، بن مایه رنگ دیگری نیز دارد. از این رو، چندین نوع اسید تهیه و روی مس آزمایش کردم. حین کار، هفت رنگ اصلی و سه رنگ مادر را در آن مشاهده کردم و با تلفیق اسیدها توانستم، رنگ های متفاوت و جدیدی بیابم. از سویی به خاطر بوی تند اسید، کارهایم را در فضای باز- روی بام منزل- انجام می دادم و در این میان متوجه شدم تاثیر دما و چگونگی پخش و تابش نور در زمان های خاص روی فلز متفاوت است.پس از شناسایی رنگ ها، با ریختن اسید روی مس دریافتم که هر قسمت از طرح با استفاده از خطوط طراحی ایجاد شده و زاویه شیبی که به ورق داده می شد، رنگ متفاوتی به خود می گرفت و اینگونه بود که بر اثر تجربه و اثرگذاری متنوع آن، پتینه را با رنگ های جدید کشف کردم.

شبیه سازی اشیای تاریخی

ابتدا یک کاسه مسی سولفاته قدیمی، نظرم را جلب کرد و در پی یافتن آن رنگ به آزمایش پرداختم و این رنگ را نیز با اسید دیگری تجربه کردم، به طوری که اکنون دریافته ام می توان با اسیدهای خاص، فلزهای مختلف را تغییر رنگ داد. به جز مس، پتینه را روی برنج، برنز و استیل انجام دادم و به نتایجی رسیدم. اینک نیز روی آلومینیوم تحقیق می کنم. نتوانستم به این بسنده کنم. شاید یک تصادف بود که نمای ساختمان نیز مورد توجهم قرار گرفت.دکتر طلایی که به معماری کلاسیک ایرانی بسیار علاقه مند است، برای نمای ساختمانی در منطقه ولنجک از من خواست پتینه به رنگ کپک را روی مس اجرا کنم!چند بار آزمایش کردم تا سرانجام رنگ دلخواه را تهیه کردم و مورد تایید وی قرار گرفت. فکر می کنم کار خوبی از آب درآمد. پس ازآن چند نمای دیگر نیز اجرا کردم. آخرین کارنما مربوط به موزه موسیقی است. آنچه کار را جالب می کند تنوع رنگ است. تاکنون بیش از بیست رنگ از دل فلزات در آورده ام.امروزه نمای بسیاری از ساختمان ها را با شبکه های خارجی اجرا می کنند که هزینه بالایی دارد. ضمن اینکه فاقد زیبایی و روح هنر است. پتینه یک هنر تولیدی است که می تواند به زیبایی ساختمان بیفزاید. مواد و ابزار لام برای اجرای آن تولید داخل است و از سویی چون یک اثر هنری محسوب می شود، دارای روح است و می تواند در نشاط و شادابی شهر نقش بسزایی ایفا کند.

تهیه کننده و تایید کننده مطلب سرکار خانم حسینی دبیر هنر


امتیاز شما به این محتوای آموزشی ؟ جمع امتیاز 0/20